<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آویشن</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/</link>
<description>صدسال تنهایی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 08 May 2007 12:44:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اه ه ه</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tinypic.com/34jdlsl.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیگاری که نمی کشم و دیگر هیچ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 May 2007 12:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>اينروزها امتداد خطوط نگاهت را كه مي گيرم&lt;BR&gt;يك رج مانده به دلواپسي هايم رم مي كني..&lt;BR&gt;سالهاست كه نباريده اي تا بلكه اين چشمه ها رقصي تمام كنند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;با سمفونيه حزين مشكها و اشكها&lt;BR&gt;و زمين هي سر كوفت نزند ريشه هاي عقيمم را...&lt;BR&gt;اينروزها&quot;ارديبهشت كه نه اردي جهنم است&quot;!&lt;BR&gt;اين خاك خدا نديده&amp;nbsp; هم هي نگاهم مي كند &lt;BR&gt;و تلويزيون&lt;BR&gt;باز هم اعلام مي كند:&lt;BR&gt;زاهدان&lt;BR&gt;توفان شن&lt;BR&gt;ملخ...&lt;BR&gt;با طعم كور كوير&lt;BR&gt;زير دندانهايم...مزمزه ي گل و ماسه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اين حشرات كوچنده...ملخ ها!قربانيان نجيب ترس ها و كفشها!&lt;BR&gt;اينروزها!&lt;BR&gt;زاهدان...&lt;BR&gt;توفان شن..&lt;BR&gt;ملخ ها...&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;تاعون!!!يا طاعون&lt;BR&gt;&quot;زاهدان تا اطلاع ثانوي قرنطينه است&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4اردیبهشت1386 /زاهدان &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Apr 2007 15:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من بالغ شده ام...</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=quote&gt;شبيه خودت مي شوم همان باران شب اخر...&lt;BR&gt;نه خداي ده به امدنم خنديد نه پاشنه ي كفش مادر...&lt;BR&gt;شبيه خودت..خط زدم خودم را در راه راه چشمان خواب گرفته ات...&lt;BR&gt;گرگ باران ديده ي دوبيتي هاي تو شدم...&lt;BR&gt;در بساطي كه جز بر ناله ام نخنديدي...&lt;BR&gt;من بالغ شده ام به 884 قانون نا نوشته...&lt;BR&gt;به سه خط فاصله...&lt;BR&gt;من-&lt;BR&gt;خدا-&lt;BR&gt;هيوا...&lt;BR&gt;من بالغ شده ام...&lt;BR&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; 1ارديبهشت1386&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.geocities.com/hashte_mars/h1.gif&quot;&gt; </description>
<pubDate>Sat, 21 Apr 2007 14:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادعلی</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=NewsItem style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed&quot; cellSpacing=1 cellPadding=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right height=16&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;TABLE id=NewsItem style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed&quot; cellSpacing=1 cellPadding=1 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #9a0000; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=right&gt;يعقوب يادعلي نويسنده 40 روز است در زندان ياسوج به سر مي برد&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #333333; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: #9a0000; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;A name=20980&gt;&lt;/A&gt;بازداشت يک داستان نويس جوان&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; noWrap align=right height=10&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #9a0000; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;IMG height=182 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://etemaad.com/Released/86-02-01/6-2yadakli.jpg&quot; width=150 align=left&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: #9a0000; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مهدي يزداني خرم&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يعقوب يادعلي نويسنده و داستان سراي نام آشناي ايران چهل روز است که در زندان مرکزي ياسوج به سر مي برد. اين خبر که پنجشنبه گذشته در اختيار اهالي رسانه ها و مطبوعات قرار گرفت در محافل ادبي بازتاب هاي فراواني داشته است. يادعلي در روز 24 اسفندماه سال گذشته با قرار بازداشت موقت به مدت دو ماه به زندان عمومي شهر ياسوج منتقل شده است و تاکنون با وجود تلاش هاي بي وقفه وکيل اش- صالح نيکبخت- و همسرش- اکرم کبيري- تغييري در وضعيت او به وجود نيامده است. يادعلي به اتهام «توهين، افترا و نشر اکاذيب» به واسطه دو کتابش يعني رمان «آداب بي قراري» (1383) و «حالت ها در حياط» (1376) بازداشت شده است. همسر يادعلي در گفت وگو با ايسنا اعلام کرد؛ «چندين بار درخواست وثيقه داديم که موافقت نشد، به دلايلي که مي خواستيم اين موضوع بي سروصدا تمام شود و مشکلي پيش نيايد، مساله را رسانه يي نکرديم و حتي خواستيم با قرار وثيقه در ايام عيد آزاد شود و پرونده را به تهران و استان هاي هم جوار منتقل کنيم، که نشد.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اکرم کبيري در گفت وگو با اعتماد نيز توضيح داد همسرش بعد از مدتي که براي پاره يي توضيح ها به دادسراي ياسوج رفت و آمد مي کرد در روز 24 اسفند بازداشت شده و به بند عمومي زندان مرکزي ياسوج منتقل شده است. در عين حال عمادالدين باقي رئيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان در گفت وگو با اعتماد گفت؛ «ما بلافاصله بعد از بازداشت اين نويسنده اقدام کرديم. اتهام ايشان افترا، توهين و نشر اکاذيب به واسطه بخش هايي از دو کتاب آداب بي قراري و حالت ها در حياط عنوان شده که مستندات آن براي ما اصلاً روشن نيست. در ابتداي امر وکيل قانوني براي ايشان منصوب کرديم که آقاي صالح نيکبخت انتخاب شدند. پس از آن نامه يي را براي آقاي هاشمي شاهرودي فرستاديم که به دست ايشان رسيده است. در ضمن تلاش کرديم اين خبر ابعاد رسانه يي پيدا نکند تا در سکوت و آرامش بتوانيم راهکارهاي مناسبي براي مطلوب تر شدن وضعيت ايشان بيابيم.» عمادالدين باقي با اعلام اينکه بازداشت يادعلي داستان نويس از نظر قانوني هيچ توجيهي ندارد، گفت؛ «اين بازداشت موقت توجيه قانوني ندارد و درباره کتابي است که در بازار موجود است و مي توان در دادگاه به آن پرداخت، در عين حال بعد از مطالعه کتاب ها ديديم که هيچ نکته يي دال بر توهين در آنها ديده نمي شود و در عين حال هنوز و بعد از گذشت چهل روز نفهميديم که قاضي به چه دليلي قرار بازداشت صادر کرده است.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باقي اضافه کرد شکايت در آغاز توسط يک شخص حقيقي انجام شده که مدعي شده در اين آثار توهين به يک قوميت ايراني ديده مي شود. باقي درخواست هاي اوليه انجمن حمايت از حقوق زندانيان و وکيل اين پرونده را (که اين روزها در سفر به سر مي برد) دو نکته عنوان کرد. او گفت؛ «درخواست داريم که در وهله اول علاوه بر پرونده، خود ايشان هم به حوزه قضايي ديگري منتقل شود زيرا ما به شدت نگران تامين امنيت ايشان هستيم و دوم اينکه قاضي قرار وثيقه صادر کند.» قضيه بازداشت يعقوب يادعلي نويسنده جوان ايراني به اتهام افترا و نشر اکاذيب در باب دو کتابي است که يکي سه سال پيش با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي- آداب بي قراري- به بازار آمده و ديگري يعني مجموعه داستان «حالت ها در حياط» نه سال پيش با مجوز همين وزارتخانه منتشر شده است. يعقوب يادعلي اهل اصفهان است و چند سالي است که در مرکز صدا و سيماي ياسوج مشغول به کار است و به گواهي جوايزش، يکي از بهترين کارگردانان اين مرکز به شمار مي رود. او در مقام نويسنده نيز جزء نويسندگان مطرح نسل جديد داستان نويسي ايران بوده و به خاطر دو کتابش يعني «احتمال پرسه و شوخي» و «آداب بي قراري» جوايزي را از آن خود کرده که از آنها مي توان به جايزه بهترين مجموعه داستان از سوي کتاب سال منتقدان و نويسندگان مطبوعات و جوايز بنياد هوشنگ گلشيري و جايزه ادبي يلدا اشاره کرد. لازم به ذکر است که يادعلي نويسنده يي کم حاشيه و دور از محافل ادبي و سياسي بوده و در کارنامه او به هيچ عنوان فعاليت هاي سياسي و موسوم به روشنفکري ديده نمي شود. يادعلي در عين حال در هيچ حزب و جمع سياسي عضويت نداشته و در تمام اين سال ها تنها به واسطه آثار ادبي اش شهرت پيدا کرده است. او تاکنون سه کتاب منتشر کرده است که به ترتيب «حالت ها در حياط» نشر آسا، «احتمال پرسه و شوخي» نشر نيم نگاه و «آداب بي قراري» نشر نيلوفر نام دارند. لازم به ذکر است برخي آثار او چندبار هم تجديدچاپ شده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در عين حال دستگيري يعقوب يادعلي به خاطر داستان هايش ابعاد ديگري نيز پيدا کرده است و به گفته برخي رسانه ها و نزديکان نويسنده، چندي از مقام هاي محلي نيز اصرار بر پيگيري و مجازات اين نويسنده کم حاشيه دارند. اخبار ديگر نيز حکايت از تلاش هاي اشخاص و برخي انجمن هاي وابسته به ادبيات براي انتقال يادعلي از زندان ياسوج به شهري ديگر دارند. عمده اين تلاش ها در راستاي انتقال اين نويسنده به تهران براي تامين امنيت جسمي و رواني اش است. به گفته نيکبخت وکيل يادعلي قرار بازداشت موقت نهايتاً يک ماه است مگر در موارد خاص که شامل اين پرونده نمي شود. در عين حال بايد متذکر شد که بازداشت يعقوب يادعلي و حضور چهل روزه اش در زندان به درخواست وکيل و خانواده اش در سکوت برگزار شد، اما به دليل عوض نشدن شرايط اين نويسنده اين خبر ابعاد رسانه يي پيدا کرده است.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Apr 2007 14:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من...</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=482 alt=&quot;love sucks&quot; src=&quot;http://alaskanabroad.typepad.com/an_alaskan_abroad/images/love%20sucks.jpg&quot; width=319 align=middle&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Feb 2007 13:07:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه بی شباهتی تو به من!</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660033&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;IMG src=&quot;https://www.sharemation.com/HESAM123456/heghhegh.jpg?uniq=c55931&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660033&gt;شب&lt;BR&gt;صداي پاي هيچ&lt;BR&gt;لِرد نشين هزار لحظهء ماندگار، دوران کودکی ام&lt;BR&gt;کودک بازيگوشي که همیشه دلش مي خواست، تفاوت بوي گل نرگس را از یاس بداند&lt;BR&gt;کودکی که دوست داشت دنبال پروانه ها بدود و مدتها به يک گل خودرو، ميان علفها خيره بماند&lt;BR&gt;اما خوب فرصت لذت بردن از اینها را فقط در دیدن کارتونها بدست آورد&lt;BR&gt;كودكی که عاشق نگاه کردن ميان مردمک هاي چشم بچه گربه اش بود&lt;BR&gt;کودکی که به جرم ترسیدن از کارتون، خونهء مادر بزرگه همیشه بچه های فامیل او را مسخره میکردند&lt;BR&gt;كودكی که گنجشک هاي مرده اش را، با بغضي زود گذر در پاي گلدانهاي حیاط خاک میکرد&lt;BR&gt;عجب زود گذشت&lt;BR&gt;دستی در موهایم میکشم و به خود میگویم&lt;BR&gt;بی ترديد زمانی هست که جايی، نقطه ای منتظر پايانی مانده است&lt;BR&gt;ديگر قرار ندارم&lt;BR&gt;حس كشندهء بودن و نبودن‚هم زمان&lt;BR&gt;هر روز چکه چکه بی تاب تر می شوم و منتظر تر &lt;BR&gt;به هنگامی و جايی که نقطه ای دارد در انتظار گذاشته شدن بر پايانی&lt;BR&gt;میدانید، بی خورشيد که باشی از آدميان هم تنها تری &lt;BR&gt;سايه نداری &lt;BR&gt;خورشيدت را که بيابی، ديگر گريزی نيست.نجات يافته ای&lt;BR&gt;حکايت بارانی بی قرار است، اين گونه که دوستش می دارم&lt;BR&gt;چيزی لايق پرستش&lt;BR&gt;چيزی لايق ايمان آوردن و مؤمن بودن و مؤمن ماندن&lt;BR&gt;با وجودش، حس می کنم زندگی با همهء تلخی هایش ارزش زندگی کردن را داشته&lt;BR&gt;دخترکی که انگار از عرش کِبریا برای ما خلعتی آورده اند&lt;BR&gt;فرشتگان، برَش حَسد میکنند &lt;BR&gt;و لبخند به لب ما می آید&lt;BR&gt;اکنون با وجودش کمی دورتر می ایستم و بزرگوارانه تر خود را نگاه میکنم&lt;BR&gt;حال، بر یُمن این اتفاق، زير گنبد نيلين آسمان&lt;BR&gt;دستی بلند میکنم&lt;BR&gt;رقصی تمام میکنم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jan 2007 12:12:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رو به خدا..</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 430px; HEIGHT: 326px&quot; height=592 src=&quot;http://www.ringgi.com/PinkFloyd-Documente/WP-WishYouWereHere-Song-768x1024.jpg&quot; width=789&gt; </description>
<pubDate>Wed, 10 Jan 2007 14:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آویشن</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#330033 size=4&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 453px; HEIGHT: 236px&quot; height=419 src=&quot;http://www.jkssite.com/BluePurple_Used/WildThyme3.jpg&quot; width=711&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330033 size=4&gt;آویشن!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Jan 2007 13:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمی دونم !</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;هر چه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;مثلا خواستم اين بار موقر باشم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;وبه جاي تو بگويم«شما» بدتر شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;اين متانت به دل سنگ تو تاثير نکرد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;آسمان وقت قرار من و تو ابري بود&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;چاره دارو ودوا نيست که حال بد من&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&amp;nbsp;آمدم پاک کنم عشق تورا بدتر شد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Jan 2007 11:52:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هذیانهایم...</title>
<link>http://avishan123.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://matroud.com/archives/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF.JPG&amp;amp;imgrefurl=http://matroud.com/archives/cat_life.php&amp;amp;h=400&amp;amp;w=309&amp;amp;sz=41&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=218&amp;amp;tbnid=nE7K_-KUXhzpOM:&amp;amp;tbnh=124&amp;amp;tbnw=96&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25AE%25D8%25AF%25D8%25A7%26start%3D200%26ndsp%3D20%26svnum%3D10%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN&quot;&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=124 src=&quot;http://images.google.com/images?q=tbn:nE7K_-KUXhzpOM:http://matroud.com/archives/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF.JPG&quot; width=96&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;نگی واسم پدری کردی ها..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;دیگه نمی خوام ببینمت..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;دیشب تو تنهاییام...و تو اون اتاقی که جز دود سیگار ..و جز خاطرات نبودنت هیشکی نبود..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;به من بگو ...با کدوم جسارت ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;بابا...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#330033&gt;می خوام برم گم شم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Jan 2007 11:07:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=avishan123&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>avishan123</dc:creator>
<guid>http://avishan123.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
